شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان البرز
ساعت: 10:30 منتشر شده در مورخ: 1398/09/11 شناسه خبر: 1551590
به‌مناسبت سالروز شهادت سردار جنگل؛
میرزا کوچک‌خان؛ ناجی ایران در ماجرای قحطی بزرگِ انگلیسی‌ها
یازدهم آذرماه سالروز شهادت میرزا کوچک خان جنگلی است، وی را باید قهرمان مبارزه با استعمار و استکبار دانست، در برهه ای از تاریخ معاصر ایران و در پی ظلم و خیانت های بی شمار بیگانگان و خودفروختگان داخلی نهضتی را با همکاری و حمایت طبقات مختلف مردم ایجاد کرد که به نهضت جنگل معروف شد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ علیرضا شاه‌حسینی طالقانی، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ در یادداشت اختصاصی برای "تیتریک"، نوشت: یازدهم آذرماه سالروز شهادت میرزا کوچک خان جنگلی است، وی را باید قهرمان مبارزه با استعمار و استکبار دانست، در برهه ای از تاریخ معاصر ایران و در پی ظلم و خیانت های بی شمار بیگانگان و خودفروختگان داخلی نهضتی را با همکاری و حمایت طبقات مختلف مردم ایجاد کرد که به نهضت جنگل معروف شد.

قیام یونس استادسرایی ملقب به میرزا کوچک خان جنگلی در صفحه شمال ایران و در منطقه گیلان به وقوع پیوست. هر چند این نهضت را منتسب به گیلان و شهرهای آن می شناسند اما تاثیر آن در برهه ای حساس به بخشهای دیگری از ایران نیز سرایت کرد، جا دارد به مناسبت سالروز شهادت این سردار خستگی ناپذیر اشاره ای هر چند مختصر به خدمات او و جنگلی ها در یکی از تلخ ترین حوادث ایران که مصادف با جریان نهضت جنگل در گیلان بود داشته باشیم.

نهضت جنگل مقارن با حادثه ی تلخ قحطی بزرگ در ایران است که تا همین چند سال اخیر به طور جدی به آن پرداخته نشده بود و اکنون نیز زوایای پنهان بسیاری دارد. هر چند سینماگران متعهد ایرانی توانستند در برخی از آثار خود از جمله سریال کوچک جنگلی، فیلم سینمایی یتیم خانه ایران و مینی سریال گیله وا بخش هایی از این اتفاق تلخ تاریخی را به نمایش بگذارند اما وسعت و آثار این رخداد نقش بسیار زیادی در زندگی ایرانیان داشت و عملا کشور را با چالش های جدی مواجه ساخته بود.

اما در این مقطع تاریخی جنگلی ها به رهبری میرزا کوچک خان اتفاق مهمی را رقم زدند و آن مدیریت بر قحطی بزرگ در گیلان بود. این قحطی بین سالهای ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸ هجری شمسی در ایران به وقوع پیوست و بر اثر آن قریب به ۴۰ درصد از جمعیت ایران نابود شد.

در حالی که کشور در اثر سو مدیریت احمدشاه آخرین پادشاه قاجار به عنوان یکی از عوامل اصلی احتکار غلات در ایران و زیاده خواهی برخی سودجویان داخلی و همچنین چنگ اندازی قوای نظامی انگلیس بر منابع و ذخایر غلات، مواد غذایی و محصولات کشاورزی رو به نابودی بود، در جغرافیای حکومت میرزا کوچک خان اما خبری از این معضل بزرگ نبود، جنگلی ها با مدیریت صحیح بر منابع طبیعی و کشاورزی گیلان توانسته بودند این قحطی بزرگ را در محدوده ی سرزمینی خود کنترل کنند.

میرزا کوچک خان که قیام خود را با ۱۴ اسلحه آغاز کرده بود همزمان با شرایط سخت قحطی بزرگ در ایران توانست علاوه بر نجات گیلان ملجا و پناهگاهی برای بسیاری از ایرانیان باشد، به گواه تاریخ، جنگلی ها مقرری مشخصی از برنج برای مردم تهران در نظر گرفته بودند. عملکرد کمیته تحت ریاست کوچک خان در خصوص مدیریت قحطی بزرگ بی هیچ اغراقی «ایده آل» بود آنچنان که هیأتهای مذهبی آمریکایی حقوق بشر در رشت پول امداد را پس فرستادند و گفتند به دلیل تدابیر مؤثری که این ایلیاتی‌ها(جنگلی‌ها) به کار گرفته اند به کمک ایشان نیازی نبوده است. همچنین پدر موری سرپرست هیئت مذکور، موفقیت جنگلیها را بدین گونه ستود: جنگلیها ماهانه ۱۰ هزار دلار صرف مراقبت از پناهندگان قحطی زده ای می کنند که به رشت می آیند.

در این دوره به نسبت کل کشور، گیلان و برخی از ایالات همسایه به مدد مدیریت جنگلی ها به کمترین میزان از قحطی ها رنج بردند. در حالی که سایر استان های شمالی علی رغم وسعت بیشتر از قحطی و کمبود برنج و گندم رنج می بردند گیلانِ تحت حکومت میرزا کوچک خان نه تنها مساله ای در این زمینه نداشت بلکه برای استان های دیگر محصولات کمکی ارسال می کرد.

عمق ماجرای قحطی بزرگ ایران را در بخشی از خاطرات ژنرال دنسترویل فرمانده قوای انگلیس در شمال و غرب ایران می توان درک کرد، وی درباره قحطی ایران در خاطراتش آورده است: یکی از موارد مهم مشکل آذوقه بود و باید خودمان را برای آن تعداد از نیروهای تازه ای که ممکن بود به این قسمت اعزام شوند آماده می کردیم.به زودی اطلاعاتی در مورد تهیه آذوقه به دستمان رسید و دریافتیم که غله و علوفه کافی است البته نه به وفور ولی برای همه وجود دارد "اما صرفا برای تامین قیمت های بالاتر غله و علوفه احتکار شده است". در اثر خریدهای کوچک ما قیمت ها باز هم بالاتر رفت و هر افزایش جزیی به معنای مرگ بسیاری از افراد است.

ابراهیم فخرایی نیز در کتاب سردار جنگل می نویسد: "زمانی بود که در تهران قحطی و هرج و مرج حکمفرمائی می‌کرد. طبقات بی بضاعت از علف بیابان و پوست خیک و لاشه حیوانات تغذیه می‌نمودند و برنج و گندم و جو نایاب بود. بدستور دولت یک‌ نوع آشی بنام «دمپخت» در معابر فروخته می شد که هر که می‌خورد ورم می آورد و بعد از چندی چشم از جهان می بست. معلوم شد کاسب‌ های عالی شان پایتخت، گوشت های مردار را در آش میریزند تا نفع بیشتر ببرند.

به هر صورت میرزا کوچک خان یکی از چهره های ارزشمند تاریخ معاصر ایران در تقابل با دولت مرکزی و قوای بیگانه که عرصه را به شدت بر مردم ایران تنگ کرده بودند، ضمن ایستادگی دربرابر این عوامل نقش مهمی در خودباوری مردم ایران و خدمات بی شماری در حوزه عمرانی، راه سازی روستایی، ایجاد مدارس و غیره داشت و اکنون با وجود گذشت بیش از یکصد سال از آغاز قیام انقلابی نهضت جنگل آثار خدمات جنگلی ها از جمله احداث حشمت رود از رودخانه‌های مهم آستانه اشرفیه و کیاشهر توسط دکتر ابراهیم حشمت طالقانی یار و همراه میرزا کوچک خان برجای مانده است.

 

انتهای پیام/

http://dana.ir/1551590
ارسال نظر
نظرات